
به رغم انتقادهای سازنده دوستان گاهی ویرایش اثر از ساختن آن مشکل تر است.
نسخه دوم ـ ویرایش اول
تمام روزهایم مست چشمش
بنازم نازِ نازِ شست چشمش
و چشمانش و چشمانش و چشمانـ...
زبانم خسته شد از دست چشمش
****
خدا در حیرت جادوی چشمش
خجالت می کشد از روی چشمش
خدا آرام یک شب خلوتی گفت
تبارا... از آهوی چشمش
****
کمی اسفند یک شب دود دادم
که چشمش...زودِ زودِ زود دادم
حسودی کرده ام،کوری عصا کش!
که چشمم...آب را بر رود دادم...
****
دلم می خواد چشمش را ببوسم!
و یا کم،پشت پلکش را ببوسم!
برای چشم او شعری سرودم
نشستم تا که شعرش را ببوسم!
****
چه زجری می کشم از دست تقدیر
که ما بین دو چشمش کرده ام گیر
نه راه پس برایم مانده نه پیش
به راه چشمهایش می شوم پیر
نظرات ()